۱۳۹۱ دی ۱۷, یکشنبه

پشت صحنه کلاه قرمزی چه خبر است؟



سختی مصاحبه با یک بازیگر حرفه ای را که به تبع شغلش، ثبت و ضبط کردن رفتار و گفتار آدم ها عادت همیشگی اش شده حین گفت و گو با حبیب رضایی خوب حس کردیم. وقتی از تعبیری که برای توصیف یک موقعیت به کار بردیم، ناگهان توی دلمان پشیمان شدیم و او فوری از تغییر جزیی حالت چهره مان اصل مطلب را گرفت و شوخی کرد و شاید اصلا همان بود که یخ گفت و گو را شکست! رضایی علاقه، ارادت و احترام ویژه ای برای ایرج طهماسب و حمید جبلی قائل است که آن را در جای جای این مصاحبه می بینید. 

او جدای از رفاقت قدیمی با این دو دوست صمیمی، از سه سال پیش همکاری اش را با عنوان مشاور هنری (در تلویزیون) و مشاور فیلمنامه (در سینما) با آنها آغاز کرده. صحبتمان با رضایی را با یک مقدمه طولانی آغاز کردیم؛ اینکه طهماسب و جبلی در این چنددهه فعالیت، خیلی راحت تن به گفت و گو نداده اند. از آن طرف ویژگی های کاری مثبت و نادری دارند که شخصیت شان را به یک جعبه سیاه تبدیل می کند؛ از رابطه کاری عمیق چندین ساله شان بگیر تا اینکه هر سال مدام به گروهشان اضافه کرده اند. حتی شیوه آموزش و تمرین کمیابی هم دارند. اعضای جوانتر تا یک جایی نظر می دهند، اما از یک جا به بعد (با یک احترام شاید آمیخته به ترس) انگار حق اظهار نظر ندارند. یعنی رفاقت و اجازه بروز استعداد جوان ها را با حفظ کاریزمایشان ترکیب کرده اند. 

اینجا با شما نشسته ایم تا کمی در مورد جعبه سیاه این دو نفر حرف بزنیم؛ گریزشان از مصاحبه، کاریزمای کاری شان، رفاقت طولانی شان و گروهی که به جای کم شدن، هی به اعضایش اضافه می شود. 

(به شوخی) شاید یکی از راه های موفقیت شان همین دوری از رسانه ها بوده اما گذشته از شوخی، همین که خیلی خودشان را در معرض دید قرار نمی دهند انگار بیمه شان کرده، چون معتقدند کارشان باید نشاندهنده خلاقیتشان باشد نه مصاحبه هایشان. گذشته از این، به نظر من چیزی به اسم «ترس» وجود ندارد، چیزی به نام «نظم» وجود دارد. از لحن تان به نظر می آید که فکر می کنید این دو نفر دیکتاتوری دارند اما باید پرسید در جاهای دیگر چطور بوده که خلاقیت اعضای جدیدگروه، که همگی در برنامه های مختلف تجربه کار داشته اند نتوانسته بروز پیدا کند. شما هرگز ضمن کار، از این دو نفر صدای بلند نمی شنوید، هرگز؛ یا گره خوردن ابرو نمی بینید. اگر بچه ها یا هر کس دیگری از گروه یک جایی اظهار نظر نمی کنند و پیشنهادی نمی دهندف واقعا چیز جدیدی برای اضافه کردن ندارند. مثل اینکه شما بلدِ راهی داری که می گوید بپیچ راست، شما دیگر نمی گویی دلم می خواهد بپیچم چپ ! بحث ترس نیست، بحث هوشمندی است. این گروه آدم هایی را انتخاب می کنند که به ساختار و منش شان نزدیک است و البته آدم های باهوش. اینطوری استعدادهایی مثل آقای بحرانی و مالکی فرصت بروز پیدا می کنند. وقتی شما وارد این گروه می شوید بدون فشار و ترس قبول می کندی اینها استاد این کار هستند. شرط عقل است که با استاد، مداوم وارد بحث نشوید. فقط بالاترین سطح توانایی تان را نشان دهید تا استاد چیزی که به کار می آید را بردارد. 

همکاری خود شما با این گروه چطور شروع شد؟ چی شد که سراغ شما آمدند؟ 

من رفاقت طولانی با این دوستان داشتم، با آقای جبلی حتی قرار بود در فیلم «خواب سفید» همکاری کنیم که نشد. مسلما این من بودم که مترصد همکاری خیلی نزدیک بودم تا اینکه سال ۸۸ که می خواستند بعد از ۱۶ سال دوباره کار کنند، گفتندن نیاز داریم یک نفر دیگر با ما همراهی کند. به گفته خودایشان، کسی که ما را هل بدهد. لطف کردندو من را دعوت به کار کردند و خیلی زودتر از آنچه خودمان تصور می کردیم، از لحاظ نگاه و سبک کار و شوخی ها به هم نزدیک شدیم. ضمن صحبت های اولیه، دیدیم به قول آقای طهماسب، عروسک در فضای بیرون خطرناک است؛ اختلاف ابعاد مانع باور پذیری اش می شود. پس به ناچار باز هم باید کار را در استودیو انجام دهیم. بعد تصمیم گرفتیم در محتوا تغییر ایجاد کنیم: مهمان هایی را دعوت کردیم تا عروسک ها کنار این مهمان ها باشند. هماهنگی این مهمان ها کار سختی بود، با این حال همه با رضایت خاطر آمدند. حتی آقای حاتمی کیا می گفت بچه هایم به من اصرار کردند که برو! به خاطر خاطرات مشترکشان با کلاه قرمزی. 

● این هم از اتفاقات نادر تلویزیون است ... 

بله. ما همه آیتم ها را یک ماه قبل اتود زبده بودیم. یعنی مهمان ها یک بار آمده بودند و به قول آقای طهماسب خیالشان راحت می شد که قرار نیست از اعتبارشان خرج کنیم؛ برعکس چیزی به اعتبار آنها در ذهن بیننده اضافه می کنیم. ضمن اینکه گرچه به ظاهر هیچ فیلمنامه ای وجود نداشت اما همه می دانستند چه اتفاقی قرار است بیفتد. همه آیتم ها در تمرین ضبط می شد و بعد اصلاح می شد. به طور خلاصه ما سه نفر (آقای طهماسب، آقای جبلی و من) مرتب با هم راجع به اینکه چه محورهایی به طور کلی باید مورد توجه قرار بگیرد و اینکه هر روز و در هر آیتم مجزا، چطور به آن موضوع پرداخته شود و از کدام بخش از تمرین ها برای هر آیتم استفاده شود، صحبت می کردیم و در آخر من، نتیجه بحث ها را در یک جدول به تفکیک روز می نوشتم و به آقای طهماسب تحویل می دادم. ایشان به جزئیات هر آیتم اضافه می کردندو ما با این جنس از متن سر صحنه می رفتیم. این اتفاق عینا در عید امسال هم تکرار شد. 

ظاهرا در معرفی و انتخاب افرادی مثل محمدرضا هدایتی هم نقش داشتید... 

بله، هدایتی را من پیشنهاد دادم. در آن زمان هنوز نه عروسک داشتیم نه صدایی وجودداشت. یکی از مثال هایی که می گویم چیزی که از نظر ما قاعده ندارد اما از نظر خود آقای طهماسب و جبلی قاعده دارد، همین انتخاب صدای عروسک هاست که در هر مورد، به شکل خاص آن عروسک انتخاب می شود. مثلا در مورد پسرعمه زا ما با عروسک پدر بزرگ سروناز از آدم ها تست صدا می گرفتیم. یعنی اول صدا انتخاب شد، بعد خانم محبوب آمدند و عروسک ساخته شد. این مراحل در مورد مثلا آقای همساده برعکس بود. یعنی اول عروسک ساخته شد، بعد با تست برایش صدا و شخصیت پیدا شد. نکته مهم در صدای عروسک، این نیست که چقدر بانمک است؛ باید مسیر فکری عروسک توسط صدا کشف شود، و این جادوی آقای طهماسب و آقای جبلی است. 

برای خودشان این مسیر مشخصی است؟ 

مسیر مشخص نیست اما اهداف مشخص است. مثلا می دانند پسرعمه زا قرار است بشود کلاه قرمزی که سال ۷۲ نامفهوم حرف می زد اما بدوی تر که این بدویت برای خودش قصه هایی می آورد. امیر سلطان احمدی (عروسک گردان پسرعمه زا) معرف یکسری از این دوستان جوان بود که همگی در پروسه تمرین ها و برنامه های دو ساله کلی رشد کردند. تمام این حرکات و جزئیات توی تمرین ها با نگاه بسیار حرفه ای طهماسب و جبلی سره و ناسره می شود. مثلا این هم که پسر عمه مدام خودش را بخاراند پیشنهاد امیر بود که به سرعت تثبیت شد. یا تکیه کلام ها بعد از اینکه چندین و چند پیشنهاد داده می شد (از طرف آقای طهماسب و جبلی و تا حدود کمتر با پیشنهاد من) از میان آنها چند کلام انتخاب و تثبیت می شد. 

اینطور بوده که خلق شخصیتی را از اساس یکی از خود گروه بهشان پیشنهاد بدهد و رویش کار کنید؟ 

تا جایی که می دانم نه. همه شخصیت ها را خودشان پیشنهاد دادند و خلق کردند. ما پیشنهادهای اضافه تری می توانستیم بهشان بدهیم که مثلا فلان حرکت یا فلان صدا باشد یا نباشد. این پروسه در تمرین های ۸ ۷ ساعته درمی آمد. عروسک ها مثل شخصیت های زنده در ذهن مخاطب رشد می کنند. خود فامیل دور از پارسال تا امسال فرق کرده و امسال بلوغ جذاب تری داشت. بهادر مالکی در طول سال به فامیل دور فکر می کند، ذهنش هم خلاق است و اتود می زند. بعد در تمرین ها همه اینها را بیان می کند. اینجا این خلاقیت ها هدایت می شود و آقای طهماسب و جبلی می گویند این را نگو، این خوب است و ... زمانبندی آیتم ها که کدام اول باشد و کدام دوم، یا زمان هر آیتم چقدر باشد همه اش در نهایت با اظهار نظر امثال من اما با تایید نهایی آقای طهماسب است که به ضبط و ثبت می رسد. اینها همان بلدِ راهی ایشان است که هیچ کس دیگر تسلطش را ندارد تا مثلا بگوید این آیتم را طولانی تر کنیم. اصلا نمی شود این بحث را انجام داد. 

فرآیند کارگردانی چطور است؟ سر صحنه دو نفره اتفاق می افتد؟ 

حرف نهایی و آخر را معمولا آقای طهماسب می زنند اما همیشه گپ های کوتاهی لابلای کار می شود و هم نظر می شوند. صحبت های اصلی هم که قبلا انجام شده. به نظر من این روزها دیگر آقای طهماسب و جبلی یک ایده آل را دنبال می کنند، بدون اینکه بخواهند خیلی با هم حرف بزنند. 

غیر از خلق شخصیت ها، بحث ایجاد موقعیت ها هم در مجموعه هست. این کار چگونه انجام می شود؟ 

برای تئاتری های کار روتینی است. شما اتود می زنید. تمرین ها فقط برای خلق شخصیت ها نیست، برایشان موقعیت های جذابی هم پیدا می کنیم. موقع تمرین فی یالبداهه به یک موقعیت می رسید که می شود با در نظر گرفتن موضوع اصلی تعدیل یا تشدید و در نهایت به یک آیتم خوب تبدیل شود. مثلا یک سکه بگذاریم وسط ببینیم برایش چکار می توان کرد. اینها برای شخصیت هایی تعریف شده، درست اتفاق می افتد و خودش باعث ایجاد یک قصه و موقعیت می شود. بعد من با خودشان جایی ثبت می کنیم و یادمان می ماند. مثلا می نویسیم آن مجموعه شعرهایی که خواندند، بانمک بود. همان موقع شکل گرفتن و ورز دادن شخصیت ها و ساخته شدن قصه، معلوم می شود که در یک موقعیت چند عروسک حضور داشته باشند. مثلا مقدار زیادی تمرین می کردیم تا پیدا کنیم عروسک ها چه جوری ممکن است بخوابند اما هیچ وقت در هیچ آیتمی این را به صورت مشخص و مارک دار ندیدیم. اینها چیزی نیست جز تجربه های فوق العاده ای که این آدم ها از سر گذرانده اند. درک و ثبت درست این تجربه هاست و شناخت از چیزهایی که ساخته اند. چون هیچ وقت در این باره بزرگنمایی نمی کنند. ممکن است آدم فکر کند همین جوری به وجود آمده، ولی همه اینها یک پروسه شده. ارنج اینها، اینکه مثل یک رهبر ارکستر بگوید کدام عروسک در کدام آیتم باشد و کدام یکی نباشد، چطور بنشینند یا حرف بزنند و کلا مدیریت حسی این موقعیت ها کار خیلی سختی است. به نظرمامروز و در این مقطع،در کل ایران بهتر از آقای طهماسب و آقای جبلی نداریم. 

کلاه قرمزی امروز به عنوان یک کاراکتر بسیار محبوب مطرح است. شاید اگر در گروه دیگری این اتفاق می افتاد، اینقدر تکرارش می کردند تا شیره اش کشیبده شود اما باز هم این دو نفر سر این مساله، اندازه را رعایت کرده اند... 

این همان کلید و رمز موفقیت این دو نفر است. آقایان جبلی و طهماسب در حالی که آدم های فوق العاده ای هستند و در تاریخ نمایش ایران و حتی جهان نمونه ندارند (چون با این امکانات دارند این کار را انجام می دهند) اما اینقدر آدم های واقع بینی هستندکه دچار هیچ باور فوق العاده ای درباره توانایی های خودشان نمی شوند. کارشان مثل راننده ماشین های فرمول یک می ماند. راننده ای که دیگر اینقدر به ماشین و رانندگی مسلط است که درگیر مسائل عادی نمی شود. حالا با مهارتش می تواند یک چرخ رانندگی کند یا هر اتودی که می خواهد بزند. کاش مسوولین نگذارند این میزان خلاقیت در پروسه های اداری تلف شود و کاش این همه مهارت را باور و درک کنند. این دو نفر برای هر بخش زحمت می کشند و در پروسه زمانبندی فشرده قرار می گیرند. در نوروز ۹۱، ما دو روز از پخش عقب تر بودیم. این فاجعه است برای چنین برنامه خلاقه ای. با روزی ۱۲ ساعت کار ذهن ها چقدر می تواند خلاق باشد؟ انگار جلوی خلاقیت هفت تیر کشیده ای. تازه این گروه از سر فیلمی می آمدند. در شکل عادی اش باید دو ماه کامل استراحت می کردند اما بلافاصله مجبور شدند به کار برنامه عید بپردازند. 

راستی موقع شروع مجدد کلاه قرمزی، این نگرانی یا سوال برایشان وجود نداشت که آیا باز هم موفق می شود؟ 

حتما این اضطراب وجود داشت. آقای انتظامی می فرمایند اگر روزی جمله ای را خواستی بگویی و دیدی اضطراب نداری، بدان بدترین عکس العمل ممکن را شاهد خواهی بود. شاید دعوت از مجموعه ای از نیروهای جدید دقیقا به همین دلیل بود؛ نمی خواهند دوباره همان کارها را تکرار کنند. خود آقای طهماسب می گویند اگر ما دوربین را بگذاریم و از تمرین هایمان فیلم بگیریم، بهترین آیتم می شود. کاملا هم درست است اما این دو نفر به این قانع نیستند چون دستشان پر است. در تمام این سال ها که ما فکر می کردیم کار نمی کنند، داشتند کار می کردند. آقای طهماسب چندتا دفترچه دارند که از همه چیز یادداشت برمی دارند. آقای جبلی هم بسیار آدم دقیقی است و بسیار نگاه موشکافانه ای دارد. این دو نفر دنبال این هستندند که کارت در حدی که دوست دارند انجام شود و تا حد امکان به فرم های جدید برسند. برای فیلم واقعا بیشتر از یک ماه برای پیدا کردن جلوه های ویژه قابل باور تست زدند و نمونه دیدند که در انتها هیچ کدام برای نتیجه کار تضمین کافی را ندادند. یا مثلا آقای طهماسب در آیتم های عید، به حرکت عروسک ها پرسپکتیو داده اند. اینکه دوتا عروسک جلو حرکت کنند و دوتای دیگر آن پشت. تازه ایده آل شان این بود که به تصویر عمق هم بدهند که هنوز به آن نرسیده اند. 

این ویژگی هایی که می گویید خیلی جذاب است. انگار هنوز اشباع نشده اند. 

من هنوز معتقدم این آدم ها می توانند برای ده سال و ده سری دیگر کار کنند. البته به شرطی که ازشان انرژی مضاعف گرفته نشودکه می شود! ایده ها، عروسک ها و شخصیت هایی بیشتر از این را در ذهن شان دارند. این کار زمانبندی و روانشناسی دارد. آقای طهماسب و جبلی روانشناس های خیلی بزرگی هستند. خیلی خوب می دانند که چه چیزهایی بچه ها را اذیت می کند و چه چیزهایی بزرگترها را خوشحال. مجموعه اینها می شود که بگویند برای این عروسک همینقدر بس است. همین میزان از اتفاق و شوخی درست است. می دانم یک عالم از ایده های دیگر در ذهن شان هست که هنوز انجام نشده و می تواند بیننده ها را سورپرایز کند. 

● راز ماندگاری کلاه قرمزی : کودکی مثل خود ما 

ما در دهه شصت، شخصیت های عروسکی زیادی داشتیم که در خاطرمان ماندند. مثل «هادی و هدی»، یا عروسک های «خونه مادر بزرگه». اما هیچ کدام مثل کلاه قرمزی در دل و فرهنگ مردم نفوذ نکردندو ماندگار نشدند. به نظرتان راز بقای این شخصیت چیست؟ 

به خاطر اینکه شخصیت کلاه قرمزی نزدیکترین شخصیت به کودکی است که ما تجربه کرده ایم. تنها کودکی که صادقانه کودکی می کند. باور ما درباره بقیه عروسک ها، دادن الگوست مثل بحث تبلیغات ماست. در تیزرهای ما هنوز این باور وجود ندارد که گاهی ضد تبلیغ اثر بیشتری از خود تبلیغ دارد. در حالی که کودکی یعنی همین. کودکی که انواع و اقسام شیطنت ها را انجام می دهد و در کلام از منطق جادویی خودش استفاده می کند، نه سرفصل های کتاب های تربیتی. این استادی و توانایی منحصر به فردی است که این دو هنرمند و مخصوصا آقای جبلی در پرداخت و نگاه به این شخصیت دارند. وقتی این عروسک بالا می آید، گاهی چیزهایی از آقای جبلی می شنوید که فکرش را نمی کنید! انگار کلاه قرمزی از درون آقای جبلی سربرمی آورد. یعنی اصلا اینطور نیست که آقای جبلی تکه هایی را در طول روز می گوید و محصولش می شود کلاه قرمزی. 

خود آقای جبلی آدم شوخ طبعی است؟ 

آدم طنازی هستند و هر چه هم با ایشان صمیمی تر شوید، شوخ طبیعی منحصر به فردتر و بیشتری ازشان می بینید. با این حال هر دوشان آدم های کم حرفی هستند، ولی گیرایی فوق العاده ای دارند. نکته مفهومی که الان به ذهنم رسید این است دیدن کلاه قرمزیِ تنها در کادر هیچ وقت جذاب نیست. پدیده های این برنامه و فیلم، «کلاه قرمزی و آقای مجری» در کنار هم هستند. اصلا کلاه قرمزی در ری اکشن های آقای مجری است که معنی می دهد. 

● پنج تا «بچه ننه» داشتند! 

قصه «کلاه قرمزی و بچه ننه» چطور شکل گرفت؟ 

آقای طهماسب و جبلی حداقل پنج فیلمنامه به اسم «کلاه قرمزی و بچه ننه» دارند! سال ۸۸ که شخصیت پسرعمه زا خیلی گل کرد، صحبت پیش آمدکه چطور او وارد قصه این فیلم شود. طبیعتا آن سال امکان ساخته شدن فیلم وجود نداشت و ما از این فرصت برای وارد کردن شخصیت جدید و پرهیاهوی پسر عمه زا به داستان استفاده کردیم. سال ۸۹ ورژن دیگری نوشته شد و سال بعدش اتودهایی با عروسک های جدید زدیم اما احساس کردیم بی خودی فقط شخصیت ها را وارد قصه می کنیم چون بالاخره اصل قصه رابطه کلاه قرمزی و بچه ننه است. عروسک بچه ننه همان پارسال ساخته شد.زمستان ۹۰ کار جدی شد و پایان فیلم برداری به تمرین سریال نوروز ۹۱ چسبید. طبیعتا هیچ یک از عروسک هایی که عید امسال دیده شدند امکان حضور در فیلم را نداشتند. کار جذابی هم که انجام شد، این بود که اوایل سال، صدای کل فیلمنامه با صداپیشه ها ضبط و تدوین شد. یعنی الان از کل فیلمنامه یک نوار صوتی موجود است که زمانبندی و شوخی ها در آن درآمد و خیلی تجربه جذابی بود. 

اینجا هم بداهه پردازی داشتید؟ 

نه. نمی توانست بداهه پردازی داشته باشد. به خاطر همین، فیلمنامه کامل و بسته ای وجود داشت. برای بداهه پردازی ها حتما باید قبل از نوشتن فکر می شد. البته آن ضبط صدا خیلی به ما کمک کرد که کجاها می توانیم کم و زیاد کنیم. 

موقعیت های بامزه فیلم از تلویزیون خیلی کمتر است. 

بله، این کارها کاملا خواست آقای طهماسب بود. می خواستند فیلم کمی غمگین تر باشد وگرنه کیست که نداند در پادگان چقدر می توان شوخی کرد؟ اینکه چرا می خواهند چنین برآیندی داشته باشند را خودشان باید توضیح بدهند ولی کاملا آگاهانه نمی خواستند و قصدشان، کاملا این پایان و این جنس تاثیر بوده. بخش هایی از آن هم تحمیل شرایط سخت تولید و شرایط زمانی و مکانی بود. 

چرا شوخی های بودار (!) در فیلم اینقدر زیاد است؟ 

یادمان نرود ما مخاطبان کودک هم داریم که از جنس عروسک بازی و عروسک های زنده لذت می برند. به نظر من شوخی بودار نداریم. هر شوخی اگر با بستر مناسب و با ذهنیت سالم در شرایط یک موقعیت تنیده شده باشد، شوخی درستی است. یعنی نباید از جای دیگر قرضش بگیری و بی آنکه لزومش را ایجاد کرده باشی، استفاده کنی. این عروسک ها، بچه هایی هستند که موقعیت های نمایشی دارند. 

فیلم های دیگر این دو نفر (مثل «دختر شیرینی فروش») خیلی بهتر از این فیلم آخری هستند. فکر نمی کنید کاراکتر کلاه قرمزی بیشتر مناسب مدیوم تلویزیون است تا سینما؟ 

اول بگویم من فقط به عنوان آدمی که به آنها کمی نزدیکتر هستم حرف می زنم وممکن است اصلا صحبت های من را رد کنند! اولا مخاطب این فیلم ها کاملا با هم فرق دارند؛ در ثانی واقعا معتقدم این کاراکتر در هر مدیومی به اندازه همان مدیوم جذاب است اما در فیلم کلا قاعده بازی عوض می شود. مقوله سینما برای آقای طهماسب و جبلی کاملا بستر و مقوله ای جدا از تلویزیون و مخاطب آن است. اگر به آقای جبلی امکانات بدهید، فیلم رمانتیک و آرامی مثل «خواب سفید» می سازند. نقاشی ها و عکس هایشان کاملا در فضای دیگری است. یا برای آقای طهماسب نگاه به سینما خیلی جدی تر است. نه اینکه آن کار برایشان شوخی باشد اما زاویه دید دیگری دارند. به خاطر همین در سینما با گرامر دیگری مواجه می شوند. الان هم اگر فیلم را دیرتر می ساختند ممکن بود باز سنگین تر باشد. به خاطر حال و مودی است که سازنده هایش دوست دارند و دوست دارند این حال را انتقال بدهند. این را شخصا اعتقاد دارم که حال امروز آقای طهماسب در این فیلم مستتر است و اگر سال بعد این فیلم ساخته می شد، همانطور که گفتم، قطعا غمگین تر می شد.
 
  
   روزنامه همشهری ( www.hamshahrionline.ir ) 

هرچقدر دوست دارید بخورید و لاغر بمانید!



 
 
 این ۵ میوه و سبزی را از دست ندهید ...  

  
قدر میوه ها و سبزیجات تابستانی را بدانید. با پایان فصل قطعا یک سالی باید دوباره انتظار بکشید بلکه بتوانید انواع میوه های فصل گرم را با فراغ بال پیدا کنید. البته راه هایی وجود دارد که به شما کمک می کند میوه های تابستانی در تمام طول سال برایتان قابل دسترس باشد که معمولی ترین و راحت ترین این راه ها، فریز کردن برخی از انواع این میوه هاست. 

حالا که در ماه شهریور هستیم باید کم کم برای این مهم دست به کار شوید. در اینجا ۵ نوع از انواع میوه ها و سبزیجات تابستانی که خواص به مراتب چشمگیرتری نسبت به بقیه دارند به شما پیشنهاد می شوند تا هم با اطلاع از فواید آنها خوردن این میوه ها را در زندگی روزمره تان منظم کنید و هم بتوانید برای فصل های دیگر با فریز کردن آنها همیشه این میوه ها و سبزیجات را در اختیار داشته باشید. 

● بخورید، لذت ببرید و لاغر شوید! 

تابستان فصل تعطیلات است؛ فصلی که در آن مسافرت به بخشی لاینفک از برنامه هایش تبدیل شده و خب البته آدم حین سفر معمولا قید رژیم غذایی را می زند و عطای لاغر شدن را حداقل در دوران سفر و فصل تعطیلات به لقایش می بخشد. البته این رژیم های غذایی بیشتر مخصوص خانم هاست تا آقایان. با این حال عذاب وجدان خوردن بی محابا از آن دست اتفاقاتی است که سراغ بیشتر آدم ها می آید. حالا اگر شما هم در جرگه همان آدم ها هستید، بهتر است به جای اینکه دچار عذاب وجدان شوید دنبال راهکاری باشید تا اگر در دوران تعطیلات و حین سفر بی گدار به آب زدید و عزم را برای خوردن جزم کردید حداقل چیزهایی بخورید که کمتر سبب چاقی شما شود. در همین راستا بهتر است سراغ میوه ها و سبزیجات تابستانی بروید. ۵ میوه و سبزی ای که در فصل تابستان می توانند شما را سالم نگه دارند و البته باعث اضافه وزن نشوند از این قرارند: توت فرنگی، کدوسبز، لوبیاسبز، ذرت و تمشک. بهتر است در فصل تعطیلات و به خصوص در سفر سراغ این خوراکی ها بروید. بعضی از آنها در غذا هم وجود دارند و می توانند میزان کالری غذای شما را پایین بیاورند. بعضی دیگر هم مثل توت فرنگی می توانند در قالب میوه و به تنهایی مورد استفاده قرار بگیرند. در این مطلب ضمن اشاره به ویژگی های غذایی این مواد روش فریز کردن آنها را هم به شما یاد می دهیم. 

۱. لوبیا سبز 

یک لیوان لوبیا سبز پخته شده ۴۴ کیلو کالری دارد و شامل ۴ گرم فیبر است. لوبیا سبز همچنین منبع غنی از ویتامین K است که ماده مغذی برای حفظ سلامت و مقاومت استخوان ها شناخته شده است. اگر احساس می کنید استخوان هایتان خیلی میزان نیستند، لوبیا سبز را وارد سبد غذایی روزانه خود کنید. می توانید این نوع از لوبیا را برای همه فصل داشته باشید به شرط اینکه آن را به روش صحیحی فریز کنید. 

چطور لوبیا سبز را فریز کنیم؟ 

سر و ته لوبیا را بزنید و سپس آن را با آب سرد بشویید. می توانید لوبیا را به قسمت های کوچک تر هم خرد کنید. لوبیاها را یکی، دو دقیقه در آب جوش بریزید و بعد به مدت ۳۰ثانیه در کاسه ای زیر آب یخ نگه دارید. سپس لوبیاسبز را آبکش کرده و بعد صبر کنید تا آنها کاملا خشک شوند. لوبیاسبزها را می توانید بنابر میزان مصرفی خود داخل کیسه فریزر بریزید و بعد داخل فریزر بگذارید. 

۲. کدو سبز 

شما می توانید ۳ گرم فیبر را در یک لیوان کدو سبز پخته شده پیدا کنید. این در شرایطی است که این مقدار کدو فقط ۳۰ کیلو کالری دارد. ضمن اینکه کدوی سبز شامل lutein و zeaxanthin است که در چشم انباشته شده و مانع از ضعیف شدن بینایی به جهت بالا رفتن سن خواهند شد. پس کدو سبز را فراموش نکنید. 

چطور کدو سبز را فریز کنیم 

کدوها را بشویید. پوست آنها را جدا کنید. سپس کدوها را دو تا چهار قسمت کرده و بپزید. همچنین می توانید کدو را سرخ یا بخارپز کنید. به هر حال کدو برای فریز شدن باید نرم شود. یادتان باشد که اگر کدو سبز را خام در فریزر بگذارید بر اثر یخ زدن داخل آن پوک می شود. بعد از اینکه کدوها را پختید اجازه دهید خنک شود. در ضمن آب آنها هم باید کشیده شود. کدوها را داخل ظرف های یک بار مصرف فریز کنید. یادتان باشد که نباید ظرف را پر کنید طوری که کدوها به هم بچسبد بلکه باید بین کدوها فاصله و فضای آزاد باشد. هر زمان که کدوها را از فریزر دربیاورید می توانید داخل مایکروویو به مدت یک دقیقه قرار دهید تا یخ آن آب شود. بهتر است زمان مورد نظر بیشتر از یک دقیقه نشود. اگر در کل فرد صبوری هستید اجازه دهید تا کدوها به طور طبیعی و در دمای محیط از حالت انجماد خارج شود. 

۳. ذرت 

شما می توانید در یک لیوان ذرت پخته شده ۵ گرم فیبر و البته ۱۷۷ کیلو کالری پیدا کنید. ذرت هم مانند کدو سبز می تواند محافظ سلامت چشم شما باشد چون منبعی از ۲ ماده lutien و zeaxanthin است. 

چطور ذرت را فریز کنیم؟ 

پوست ذرت را غلفتی بکنید و مغز آن را جدا کنید. اجازه بدهید ذرت به مدت ۲ دقیقه در آب جوش غوطه ور شود، بعد از اینکه آن را آبکش کردید و داخل کیسه فریزربگذارید و بعد داخل فریزر قرار دهید. 

برای اینکه ذرت منجمد شده را استفاده کنید کافی است یک تا ۲ دقیقه آن را داخل مایکروویو قرار دهید. اگر می خواهید یخ ذرت را روی شعله گاز آب کنید نباید بیشتر از ۲ تا ۳ دقیقه آن را روی شعله گاز قرار دهید. 

۴. تمشک 

یک لیوان تمشک معادل ۸ گرم فیبر دارد که در نوع خود جالب توجه است. در قبال این ۸ گرم فیبر شما در یک لیوان تمشک فقط ۶۴ کیلو کالری پیدا خواهید کرد. البته بخشی از این فیبر موجود در تمشک در نوعی پکتین محصول کربوهیدرات خالص شده حل می شود که به خودی خود کلسترول خون را پایین می آورد. اگر جزو آن دسته افرادی هستید که از چربی خون رنج می برید بهتر است فریز کردن تمشک را حتما در دستور کارتان قرار دهید. 

چطور تمشک را فریز کنیم؟ 

قبل از همه یادتان باشد چون تمشک خیلی زود فاسد می شود موقع خرید آن سراغ تمشک هایی بروید که هنوز کاملا نرسیده اند. فریز کردن تمشک کار سختی نیست. فقط کافی است تمشک ها را زیر شیر آب و البته با فشار کم آب بشویید. تمشک ها را با دستمال کاغذی خشک کنید. مواظب باشید تا تمشک ها حین این فعل و انفعالات له نشوند. بهتر است ابتدا اجازه دهید تمشک ها داخل یک ظرف درون فریزر یخ بزنند سپس آنها را از ظرف به درون کیسه فریزر انتقال دهید و دوباره داخل فریزر بگذارید. اگر می خواهید تمشک تغییررنگ ندهد، می توانید ۲ تا ۳ قطره آبلیمو روی آنها بریزید و بعد داخل فریزر بگذارید. یادتان باشد برای باز شدن انجماد تمشک باید آن را از فریزر خارج کنید و اجازه بدهید در دمای محیط یخ آنها آب شود. 

۵. توت فرنگی 

یک لیوان توت فرنگی شامل ۳ گرم فیبر است و حدود ۵۰ کیلو کالری انرژی دارد. بهتر است به قسمت اول ماجرا یعنی فیبر توجه کنید. فیبر کالری ندارد و دارای حجم است. در واقع حجم فیبر سبب می شود که احساس سیری کنید و کمتر سراغ خوردنی های دیگر بروید. از طرف دیگر فیبر متابولیسم بدن را بالا می برد. در ضمن توت فرنگی یکی از منابع غنی ویتامین C و آنتی اکسیدان است. از این رو مصرف روزانه آن می تواند ویتامین C مورد نیاز بدن را در هر روز به شکل کاملا طبیعی تامین کند. در ضمن فراموش نکنید که آنتی اکسیدان موجود در توت فرنگی پوست شما را جوان تر از سنتان نگه می دارد. حالا دوست ندارید مقداری توت فرنگی برای فصل سرما ذخیره کنید؟ 

چطور توت فرنگی را فریز کنیم؟ 

توت فرنگی ها را خوب بشویید. برگ های سبزش را جدا کرده و بعد توت فرنگی های شسته شده را داخل یک آبکش بریزید تا آبش برود و البته صبر کنید تا توت فرنگی ها کاملا خشک شود. بهتر است توت فرنگی ها را در ظرف های یک بار مصرف بریزید چون لازم است لابه لای آنها شکر بپاشید بنابراین داخل کیسه فریزر نمی توانید این کار را انجام دهید. یک ردیف توت فرنگی بچینید بعد کمی شکر بپاشید و سپس ردیف های بعدی را بگذارید. شکرها به این قصد لابه لای توت فرنگی پاشیده می شود که مانع از به هم چسبیدن آنها شود در این صورت توت فرنگی های فریز شده شما تا یک سال دوام می آورد. برای اینکه توت فرنگی فریز شده را استفاده کنید باید از مدتی قبل آنها را از فریزر خارج کرده و اجازه دهید یخ آن به مرور آب شود. بعد می توانید دوباره آنها را بشویید تا شکرهای روی توت فرنگی هم از بین برود و میوه شما همان طعم طبیعی خودش را داشته باشد.
 
   مجله زندگی ایده آل 
 

با این ماساژ ها جوانی پوستتان را حفظ کنید



 
 
 ماساژ مانع به وجود آمدن خطوط بیشتر در صورت می شود (اگرچه با این کار نمی توان خطوط عمیقی که از قبل پدید آمده اند را از بین برد). بهترین کار این است که هنگام استفاده از کرم های خانگی خودتان آنها را با این روش ها روی صورت ماساژ دهید.  
 
  
خطوط و چین و چروک نسبتا عمیق به این راحتی ها از بین نمی رود و شاید تنها به کمک جراحی پلاستیک ترمیمی این خطوط و چین و چروک ها را بتوان از بین برد که مسلما هزینه زیادی هم در برخواهد داشت اما می توان تا حد زیادی با روش های متفاوتی ظهور این چروک ها را به تعویق انداخت، از تغذیه صحیح گرفته تا کرم های ضد چروک و حتی ماساژ که هیچ خرجی هم برایتان ندارد. ماساژ مانع به وجود آمدن خطوط بیشتر در صورت می شود (اگرچه با این کار نمی توان خطوط عمیقی که از قبل پدید آمده اند را از بین برد). بهترین کار این است که هنگام استفاده از کرم های خانگی خودتان آنها را با این روش ها روی صورت ماساژ دهید. شهربانو قدوسی، فارغ التحصیل کالج زیبایی فیلادلفیاست که دوره های موسسه زیبایی تورنتو را گذرانده است و چندین کتاب هم در زمینه زیبایی دارد. او در این مطلب برای پیشگیری از چروک، ماساژ هایی را برای صورت پیشنهاد می کند. 

● از گردن، گلو و چانه شروع کنید 

از محل اتصال گردن به شانه شروع کنید. با استفاده از کرم یا روغن، حرکات نوازشی را با دو دست خود از بالای گردن شروع کنید و به سمت چانه ادامه دهید و آنگاه این حرکت را از لبه استخوان فک به بیرون بکشید. ممکن است هنگامی که از پشت دست استفاده می کنید احساس راحتی بیشتری داشته باشیدکه بستگی به میل شما دارد. این حرکت عمیق، سریع و نوازشی است. با کمک پشت دست تان، حرکات سریع و تند چرخشی و نوازشی را با نوک انگشتانتان انجام دهید. از پایین گردن به سمت بالا تا چانه و خارج از آن. 

با کمک شست و انگشت نشانه پوست را نیشگون بگیرید. از لبه استخوان فک شروع کنید و به سمت مرکز چانه ادامه دهید. حداقل ۶بار این کار را تکرار کنید. ۲نفر از زنان زیبای مشهور چینی اعتقاد دارند که با انجام حرکات نیشگونی در هر روز هرگز چانه اضافه نیاورده اند. این کار بی ضرر و واقعا محرک است. هرگاه وقت اضافی یا آزاد دارید، این کار را انجام دهید؛ مثلا وقتی که منتظرید کتری جوش آید یا در حال صحبت با تلفن هستید، این ماساژ را انجام دهید. 

با وارد آوردن ضربات تند روی پوست، پوست را بیشتر تحریک می کنید. این یک حرکت خشن و ضربه ای است؛ از زیر استخوان فک شروع کنید و به سمت بالا تا روی گونه ها ادامه دهید. ساده ترین راه استفاده از نوک انگشت ها و کف دست برای روی صورت و گونه ها (بین گوش تا بینی) و پشت دست برای نواحی زیر چانه است. 

● راز داشتن چشم هایی همیشه باز و زیبا 

ابروها را از سمت بیرونی نیشگون بگیرید. با انگشت نشانه و شست ابروها را در واقع بچلانید. با این کار تمام فشارهایی که در اطراف چشم جمع شده اند آزاد می شوند، این کار را چندبار تکرار کنید. 

با استفاده از انگشتان دوم و سوم اطراف چشم ها را ماساژ دهید. در این کار به دیواره بینی و گیجگاه فشار وارد کنید. توجه داشته باشید، هیچگاه پوست اطراف چشم ها را به خارج نکشید، زیرا پوست این مناطق بسیار حساس است. 

● قدم بعدی گونه هاست 

با استفاده از انگشتان اول، دوم و سوم کرم را بردارید و از چانه تا گیجگاه نوازش کنید. با حرکات آرام نوازشی، کناره های دهان را ماساژ دهید. با هر دو دست حرکت را به سمت بالا انجام دهید و از چانه تا سوراخ های بینی این عمل را تکرار کنید. 

از کناره های دهان تا چشم ها را نیشگون بگیرید. 

با انجام حرکات چرخشی کوچک پوست را تحریک کنید. این کار را از چانه شروع کنید و به سمت بینی ادامه دهید و از وسط پیشانی به خارج بکشید. برای این کار از انگشتان دوم و سوم استفاده کنید. 

با به کار بردن پشت هر دو دست، به سمت بالا از فک تا استخوان گونه، ابتدا در یک طرف و بعد در طرف دیگر، با فشار و تند ماساژ دهید. 

● پیشانی را بدون بوتاکس صاف نگه دارید 

حرکات نوازشی را به طور عمیق تا بینی و تا خارج از پیشانی ادامه دهید و در گیجگاه فشاری نرم وارد آورید. این کار برای رفع فشارهای عصبی بسیار مطلوب است. 

با استفاده از انگشتان نشانه و وسطی در وضعیت افقی، حرکات قیچی وار روی پیشانی انجام دهید. این کار در محورکردن اخم کمک کننده است. همچنین در رفع سردرد، به مراتب مفید است. 

راه جالب دیگر برای رفع سردرد، ماساژ دو نقطه گیجگاهی و نقطه بین دو ابرو با فشار متوسط و به آرامی است. این لمس ضعیف واقعا اثربخش است. حتی شاید قادر باشید سردردهای خفیف میگرنی را برطرف کنید. 

با استفاده از همه انگشتان و افقی نگه داشتن ساعد دست، با حرکات موزون و یکی پس از دیگری انگشتان به سمت بالا تا خط مو را ماساژ دهید. 

با استفاده از سه انگشت، به سمت خط مو فشارهایی نرم وارد آورید. این فشار را تا خارج از گیجگاه ادامه دهید. با این کار کل پیشانی تحت پوشش قرار می گیرد. 

● قدم آخر: چگونه ماساژ را پایان دهید 

برای پایان دادن به ماساژ، باقیمانده های چربی را پاک کنید و تونیک پوستی یا آب معدنی روی پوست اسپری کنید. پوست شما احساسی کاملا متفاوت پیدا خواهد کرد؛ نرم و درخشنده. اگر وقت دارید می توانید درمان صورت را با ماسک کامل کنید. کل صورت را با ماسک بپوشانید، به جز اطراف چشم ها که نباید روغن به آن برسد. چشم ها را با یک بالشتک پنبه ای آغشته به لوسیون چشم بپوشانید و چشم خود را ببندید و به مدت ۵۱ تا ۰۲ دقیقه همین طور راحت بمانید، سپس بشویید. اکنون اگر به خود نگاه کنید جوانی خود را بازیافته اید و احساس تازگی و سرزندگی خواهید داشت؛ چشم ها زنده و درخشان و پوست تان نرم و لطیف مثل پوست کودکان است.
  
   مجله سیب سبز 
 

تفسیر زیباکلام از جمله جنجالی احمدی نژاد



 
  
  
   یک تحلیل گر مسائل سیاسی گفت: من فکر می کنم که به هیچ وجه پاسخ ارایه شده از سوی آقای احمدی نژاد مبنی بر اینکه «... از کجا می دانید که امسال سال پایانی دولت است...» اتفاقی نبوده و ایشان به خوبی می دانست که این پاسخ تا چه میزان می تواند از فردای گفت و گوی تلویزیونی در جامعه سوال و اما و اگر ایجاد کند. 

صادق زیباکلام با بیان این مطلب در گفتگو با فرارو گفت: هیچ کس به اندازه آقای احمدی نژاد و حلقه نزدیکانش بر این امر واقف نیستند که امسال، سال پایانی دولت است و به عبارتی دقیق تر ماه های پیش رو ماه های پایانی حضور در راس قدرت محسوب می شود و سال آینده در چنین روزهای کابینه دولت جدید هم رای اعتماد خود را از مجلس اخذ کرده است و آقای احمدی نژاد به نارمک برگشته و زندگی جدید را شروع کرده است. 

وی با تاکید بر اینکه تنها در یک صورت خواب آقای احمدی نژاد و حلقه نزدیکانش تعبیر خواهد شد و آن پیروزی عضوی از این حلقه در انتخابات آینده است گفت: درصورتی که جبهه پایداری به زعامت آیت الله مصباح یزدی نتواند بر سر نامزد واحد اصولگریان در انتخابات ریاست جمهوری با اصولگریان سنتی به زعامت آیت الله مهدوی کنی به توافق برسد و شکافی که در انتخابات مجلس نهم وجود داشت پر نشده باقی بماند و هر یک از طرفین یک نامزد را روانه انتخابات کنند و در نهایت نامزد جبهه پایداری پیروز شود آن وقت این خواب تعبیر خواهد شد. 

این استاد دانشگاه افزود: پیروزی نامزد جبهه پایداری و یا نامزد مورد تایید آیت الله مصابح یزدی می توانند حضور احمدی نژاد و حلقه نزدیکانش را در قدرت تداوم بخشد و منجر به آن شود که تفکر دولت کنونی حداقل برای چهار سال دیگر حاکم بماند. 

وی تصریح کرد: یعنی ممکن است در این صورت الگوی پوتین – مدودف که هشت سال مدودف رییس جمهوری روسیه است و پوتین نخست وزیر و بالعکس را در ایران هم شاهد باشیم به طوری که در صورت تداوم حاکمیت تفکر دولت کنونی با پیروزی یکی از اعضای حلقه نزدیکان آقای احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده، احتمال حضور دوباره آقای احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری بیش از پیش افزایش می یابد. 

این تحلیلگر مسائل سیاسی با تاکید بر اینکه بعید است که اصولگریان سنتی اجازه دهند خواب دولت با پیروزی نامزد مورد حمایت آیت الله مصباح یزدی در انتخابات ریاست جمهوری آینده تعبیر شود گفت: همانطور که پیش از این بار ها تاکید کرده ام انتخابات ریاست جمهوری سال آینده بر پایه رقابتی درونی در اردوگاه اصولگریان خواهد بود و نقطه شکاف این رقابت نیز آقای احمدی نژاد و حلقه نزدیکانش خواهند بود. 

وی افزود: این رقابت درانتخابات مجلس نهم نیز علنی شد و یاران احمدی نژاد خیز بلندی برای تصاحب مجلس با معرفی حداد عادل برای ریاست مجلس برداشتند اما در نهایت توانستند تنها ۱۰۰ رای برای خود جمع کنند و رقابت را به اصولگریان سنتی واگذار کردند. 

زیباکلام تصریح کرد: هر چند برخی ممکن است تاکید کنند انتخابات ریاست جمهوری با انتخابات مجلس شورای اسلامی تفاوت های اساسی دارد و مهم ترین تفاوت هم در توان دولت در بسیج کردن امکانات دولتی برای تصاحب کرسی ریاست جمهوری به منظور تداوم حضور در قدرت باشد. 

وی تاکید کرد: بنابراین اولا شاید همین نگرانی منجر به آن شد که آقای کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان از احتمال تغییر در ساختار برگزاری انتخابات خبر داد و در عین حال برخی از اصولگریان سنتی خواستار کاهش اختیارات دولت در برگزاری انتخابات به منظور به حداقل رساندن دخالت های دولتی در جریان شدند و ثانیا باید این نکته را از نظر دور نکرد که طرف مقابل دولت به هیچ وجه دست و پا بسته نیست. 

این استاد دانشگاه ادامه داد: اصولگریان سنتی در انتخابات هم توان بسیج عمومی دارند و می توانند برای خود رای قابل توجه ای به واسط قدرت نفوذ در مساجد و پایگاه های بسیج جمع کنند و هم از اختیارات کافی برای جلوگیری از دخالت های دولتی در انتخابات و ممانعت از پیروزی نامزد رقیب برخوردارند. 

وی تصریح کرد: بر این اساس بنده شانس نامزد مورد حمایت آیت الله مصباح یزدی در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده را در مقابل نامزد مورد حمایت اصولگریان سنتی چندان زیاد نمی دانم از این رو آقای احمدی نژاد نباید خیلی مطمئن باشد که امسال سال پایانی دولتش نخواهد بود. 

زیباکلام با اشاره به مفتوح بودن پرونده های قضایی علیه حلقه نزدیکان احمدی نژاد گفت: در سال های اخیر پرونده های قضایی علیه یاران احمدی نژاد باز شده که بسیاری از آن ها بدون هیچ سرانجام کنار گذاشته شده است و به نوعی مفتوح هستند. 

وی افزود: اینکه این پرونده ها کی و چطور مختومه می شوند به نظر می رسد که به نوع پایان دولت بستگی دارد یعنی اگر آقای احمدی نژاد در پایان دوره دولت تصمیم بگیرد که خیلی راحت با کرایه خطی در حالی که وسایل شخصی اش را همراه دارد پاستور را به مقصد نارمک ترک کند بعید است که این پرونده ها دوباره مفتوح شود. 

این تحلیل گر مسائل سیاسی در خاتمه گفت: بنابراین در ماه های پایانی شاهد یک رقابت سنگین و جدی میان طرفداران احمدی نژاد و اصولگریان سنتی بر سر انتخابات خواهیم بود و با توجه به اینکه بر خلاف گذشته که رقابت انتخاباتی میان دو گروه و جناح یعنی یک طرف اصولگریان که همه امکانات را در اختیار داشتند و طرف دیگر اصلاح طلبان که با حداقل ها قدم به میدان رقابت می گذاشتند این دوره رقابت میان یک جناح است که همه امکانات به یک میزان میان آن ها تقسیم شده و همین امر این رقابت را بیش از پیش حساس خواهد کرد.
  

   گزارش : سایت خبری تحلیلی تابناک (www.tabnak.ir) 
 

احمدی نژاد: از کجا می دانید یک سال به آخر دولت مانده؟



 
 
   
   
  
  
   رئیس جمهور در پاسخ به مجری گفت و گوی زنده تلویزیونی با لبخند پرسش معنا داری را مطرح کرد. 

به گزارش خبرآنلاین، در گفت و گوی تلویزیونی سه شنبه شب شبکه اول، مرتضی حیدری از محمود احمدی نژاد پرسید سال ۸۴ قول دادید اسامی را که در جیبتان دارید اعلام کنید و حالا که یک سال مانده به پایان دولتتان نمی خواهید این افراد را معرفی کنید. رئیس جمهور در پاسخ پس از آنکه گفت «من یک سری از اسامی را دادم» با لبخندی معنادار افزود: از کجا می دانید که یک سال به آخر دولت مانده؟ دولت متعلق به ملت است. 

در ادامه گزیده ای از اظهارات رئیس جمهور می آید: 

ما ۵۳ میلیارد دلار صادرات داشتیم. یک التهاب کاذب درست شد. یک عده ارز گرفته اند و انبار کرده اند؛ البته تعداد اینها کم است ولی بالاخره اثر می گذارد. این امر هم به خاطر یک جنگ روانی سنگین و بعضی عملکردهای غلط است. نمی خواهم دولت را تطهیر کنم. بعضی همکاران من با این که به آنها گفته شده بود، اشتباه کردند. من بارها گفته بودم که اصلاح کنند ولی این کار را نکردند و بعد موقعی متوجه شدند که ما یک مقدار ضربه خوردیم. 

این [رسیدن قیمت دلار به مرز ۳ هزار تومان]، همان جنگ روانی است. البته فروش نفت الان با مشکلاتی روبه رو است ولی ما داریم تدبیر می کنیم. این طور نیست که یک عده دارند به مردم تحمیل می کنند. ما باید یک مقدار خریدها را کم کنیم. ما ۷۵ میلیون هستیم و بالاخره روزی ۲۵۰ گرم گندم مصرف می کنیم و اگر این ۲۵۰ یکدفعه به ۳۵۰ گرم برسد همه انبارها خالی می شود. ما همه باید کمک هم باشیم. این اتفاق ویژه ای نیست. البته دشمن هم با جنگ روانی و هم با بستن مسیرهای فروش نفت و بانک مرکزی، جنگ تمام عیار پنهانی درست کرده است ولی ما هم داریم کار می کنیم. ما می نشینیم تدبیر می کنیم که یک کشتی چگونه برود. اینها همه جنگ است. این خارج از تحمل ملت ایران نیست. ما یک کشور هستیم که بالاخره نفت و انرژی و ثروت داریم و دنیا هم نیاز دارد. 

حجم فروش نفت ما در مقابل نیاز ارزی و اقتصاد ما بزرگ نیست. ما می توانیم به سرعت جایگزین کنیم. یکی از مشکلات، نیاز دولت به درآمدهای نفتی بوده است که ما به سرعت داریم این را مدیریت می کنیم و امسال در بودجه داریم سخت گیری می کنیم. 

ما فعلا اصلاحیه بودجه نمی دهیم و از همان ظرفیت ها استفاده می کنیم. ما یک کاهش سنگین در بودجه های مصرفی آورده ایم. خیلی ها هم دلخور شده و فشار می آورند ولی باید تحمل کرد؛ زیرا بحث مصلحت و منافع ملت مطرح است و من فعلا این فکر را ندارم که اصلاحیه بودجه بدهیم. البته در برخی برنامه های اقتصادی ممکن است ما نیازمند اصلاحات باشیم. 

بعضی چیزها ممکن است در کشور چند روزی کم شود که قبلا هم بوده است و بالاخره جایگزین می شود که این به خاطر وجود دشمن است اما در این طرف هم ملت است. ممکن است چند روزی یک کالا کم شود اما ده ها هزار قلم کالا در بازار است. 

شوکی که پارسال وارد شد یک فشار داخلی هم وجود داشت و گفتند ای داد که کشاورزی از بین رفت و واردات کشاورزی زیاد شد. یعنی از ورود خوراک دام ممانعت کردند. ما ۴۰ سال است که خوراک دام وارد می کنیم. طراز صادرات کشاورزی ما مثبت است ولی بالاخره همه نیازها را که در داخل تولید نمی کنیم. یک سر و صدایی کردند و ۵ ۶ ماه تاخیر افتاد و حتی بعضی واردکنندگان اصلی گذاشتند رفتند به خاطر فشارهایی که به آنها وارد شد. احضاریه هایی هم صادر شد و دستگاه هایی وارد شدند. همه اینها اثر دارد. جو اقتصادی پارسال جو درستی نبود؛ آن هم به بهانه تخلفی که یک جا انجام شده است. ضمن این که به آن تخلف هم رسیدگی می شود که البته هنوز هم ما نفهمیده ایم چه شد. البته برای ما روشن است ولی بالاخره کو؟ این که دولت را مدام متهم کردند و جوسازی که علیه فعالان اقتصادی شد صدبرابر آن حادثه بود. 

من در اردبیل هم گفتم که به هر تخلفی که شده در هر جا باید رسیدگی کرد. من اولین مدعی تخلفات بودم و الان هم هستم و گفته ام برخورد می کنم ولی بدتر از آن حادثه، تخریب فضای کسب و کار بود. مثلا در خوراک دام چهار نفر بودند که ۴۰ سال است دارند خوراک دام وارد می کنند. اینها راه و چاه کار را بلد بودند. ۱۰ درصد پول را می دادند، جنس را می آوردند و بعد ۹۰ درصد بقیه را می دادند. وقتی اینها را زدید یک آدم جدید رفت و آن طرف هم گفت باید ۱۰۰ درصد را بدهید. 

هر کار خوبی که دولت شروع می کند آن را می کوبند. می گفتند که مهرماندگار بودجه ندارد، در حالی که من از همان اول اعلام کردم کل بودجه مهر ماندگار ۱۷۰ هزار میلیارد تومان است که ۶۰ هزار میلیارد تومان آن امسال و سال بعد هزینه خواهد شد. این سخنان را کامل نمی گویند و دائما می گویند که ۱۷۰ هزار میلیارد تومان بودجه وجود ندارد. دولت می تواند آن دسته از اموالی که متروکه مانده است را تبدیل به سد و آزادراه کند و ما اعلام کرده ایم که امسال بودجه های عمرانی دولت از این راه باید تامین شود. این کار بسیار بزرگ است و در کشور ماندگار خواهد بود. سخن ما این است که تمام دستگاه ها، املاک و اموالی دارند که استفاده نمی کنند، مانند یکی از وزارتخانه ها که دانشگاهی دارد که البته مردم آن را زیاد نمی شناسند اموال و امکانات این دانشگاه می تواند بسیاری از مشکلات بخش صنعت ما را حل کند و ما از آنها خواستیم که این امکانات را در اختیار بخش صنعت قرار دهند. 

ما گفته ایم که امسال و سال بعد ۳۶ هزار میلیارد تومان اموال می فروشیم و با آن بودجه عمرانی تامین می کنیم، این کار یک افتخار برای دولت است، بانک ها اموال زیادی دارند که می توانند آنها را بفروشند و به صورت وام در اختیارفعالان اقتصادی قرار دهند. مهر ماندگار یکی از کارهای ماندگار دولت است، البته در عین حال باید بدانیم که برای دستگاه ها فروش اموال سخت است. به عنوان مثال همین صدا و سیما اموال بسیاری دارد که آقای ضرغامی می تواند آنها را بفروشد. 

یکی دیگر از سیاست های ما این است که معوقات بانکی باید برگردد. بسیاری از صنایع ما که به بانک بدهکار هستند، املاک و اموال و سهامی دارند که با آن می توانند معوقات را پس بدهند، یا برخی از بانک ها از بانک مرکزی اضافه برداشت کردند، ما به آنها گفتیم اگر این پول ها برای صنعت هزینه شده است، دست شما را می بوسیم، اما اگر برای خرید و فروش ارز آنها را برداشت کرده اید، باید برگردانید. 

مسابقه تورم و سود بانکی در سیستم بانکداری ما را در حلقه های بی انتها گرفتار می کند. سال گذشته چند روزی به آمریکای جنوبی رفتیم بازار ارز را به هم ریختند و گفتند که مشکل از سود بانکی است و باید بالا برود. فضا را طوری ایجاد کردند که اگر من قبول نمی کردم، مسئولیت همه اتفاقات به گردن من می افتاد. من پذیرفتم و سود بانکی افزایش یافت، اما پرسش اینجا است که آیا مشکل حل شد؟ به نظر من این شیوه مضر است. سود ثابت ربا است. حالا فردا نگویند که چرا چیزی که شورای نگهبان تایید کرده را ربا می گویم. بانک ها با استفاده از این روش ها درآمدهای خود را سه برابر می کنند و به نظر من این اشکال دارد. 

البته رشد تورم کاهشی است و در حال بازگشتن به شرایط قبلی هستیم و البته به خاطر تورم بالا سود بانکی را بالا ببریم نیز کار اشتباهی است. سال گذشته وقتی توانستیم تورم را به ۱۲.۴ درصد برسانیم به بانک ها گفتیم که در مقابل سود بانکی را پایین بیاورند که نپذیرفتند. به نظر من اجماعی در فعالین حوزه پولی ایجاد شده است که نرخ سود بالا باشد، چرا که این شرایط به نفع آنها است. 

باید سود بانکی تبدیل به مشارکت شود که مشارکت در سود و زیان است. چطور وقتی یک بانک به فردی که در یک صنعت سرمایه گذاری و ضرر کرده است، فشار می آورد و سود تسهیلات خود را طلب می کند، اگر ادعا می کند که مشارکت کرده به نظر من سود یک طرفه ربا است و باید این شیوه را اصلاح کنیم. من امیدوارم که این اصلاحات را شروع کنیم. جلسات شورای پول و اعتبار فعالانه برگزار می شود و در صدد حرکت برای اصلاح این روش ها هستیم و البته برخی بانک ها نیز این اشتباه را پذیرفته اند. 

باید مشخص شود هرکس مسوول چه کاری است. مثلا خزانه ی دولت را که نمی شود، از سه نقطه برنامه ریزی کرد. 

بعضی از مواقع این مرزها که مدیریت باید دست دولت باشد و دستگاه های نظارتی نیز نظارت خود را بکنند مخدوش می شود. این که مثلا بگویند تو مدیریت کن، ولی در مورد آن چیزی که دولت می خواهد اجرا کند، بیایند و به ما بگویند قدم به قدم چه کار کن این باعث مخدوش شدن مرزها می شود. مثل این است که مثلا بگوییم ۱۰ هزار تومان به شما می دهیم که با آن ناهار درست کنید، بعد بگویند که حدود ۲ کیلو گوشت بخر، ۳ کیلو سبزی بخر، ۴ کیلو فلان چیز را بخر. اینها که مجموعش می شود ۴۰ هزار تومان. پس مدیریت کجاست؟ 

مهم است که حد و مرزها مشخص شود 


مدیریت عمومی باید دست دولت باشد. دستگاه های مختلف نظارتی باید کار خود را بکنند، ولی اگر دستگاه نظارتی بخواهد مثلا فرضا وارد کار اجرا شود، این مرزها مخدوش می شود. این که مثلا فلان قانون را به دولت یا بانک مرکزی می گویند، اجرا کن و از طرف دیگر به او بگویند که به چه روشی اجرا کن یا این که چرا با این روش اجرا نکردی این تداخل در کار است. دخالت در اجرا نباید باشد. دستگاه های نظارتی باید نظارت کنند که یک قانون اجرا می شود یا نه. باید این مرزبندی ها را مشخص کنیم، ادامه داد: مثلا در قانون برنامه نوشته شده که دولت باید این مقدار اشتغال ایجاد کند، ولی این که مثلا به دولت بگویند ۱۰ تا شغل این جا درست کن، ۱۵ تا شغل آن جا درست کن، چرا فلان جا آن قدر شغل درست کردی، اینها مرزها را مخدوش می کند. 

روابط بین وزرا را دولت مشخص می کند. ۸۰ درصد کارهای کشور بین بخشی است. مثلا در یک کار حتما باید صنعت، نیرو و کشاورزی باشد و آنها باید تفاهم کنند. ایجاد این تفاهم کار دولت است و اگر جای دیگری بخواهد این کار را انجام دهد پس دولت باید چه کار کند؟ در مورد این مسائل در حال گفت وگو هستیم و داریم کارهایی را انجام می دهیم، تصریح کرد: باید اعتماد حاکم باشد و در مورد این مسائل در حال گفت وگو هستیم. نمی گویم این مسائل از روی عمد است. از روی دلسوزی است، ولی مهم است که حد و مرزها مشخص شود. 

سال گذشته ۵۳ میلیارد دلار صادرات داشتیم که ۴۳ میلیارد دلار آن غیرنفتی بوده است. تولید چه موقع مشکلی نداشته است؟ تولید در کجای دنیا مشکل ندارد؟ وقتی تحریم و فشار است یک جاهایی خودش را نشان می دهد اما این بدین معنا نیست که همه چیز تعطیل شده است. صادرات ما نسبت به سال گذشته تنها ۱۰ تا ۱۵ درصد کم شده است. 

رئیس جمهور تنها کسی است که نماینده کل ملت است 

قانون اساسی مهمترین سند ملی است. قانون اساسی الان برای ما ملاک عمل است و حقوق همه ملت و روابط دولت با ملت است و حتی روابط ما با دنیا و جهت گیری های سیاسی، اقتصادی ما را مشخص می کند و لذا باید به طور دقیق اجرا شود. سال اول تصور من این بود که به تشکیل این هیات نیازی نیست ولی بعد دیدیم، خیر. دیدیم برخی افراد هستند که مسئولیت دارند ولی حتی یکبار قانون اساسی را نخوانده اند. همه ملت باید قانون اساسی را بلد باشد. 

رئیس جمهور تنها کسی است که نماینده کل ملت است. نمایندگان مجلس و شوراها محترم هستند اما رئیس جمهور نماد تصمیم ملت است و این اختیار به او داده شده است که اگر چیزی خلاف مصلحت مردم است امضا نکند. چقدر سر و صدا کردند و حتی در قوه قضاییه پرونده درست کردند، در صورتی که من گفتم کار خلاف قانون اساسی انجام نمی دهم. من نامه های متعددی به هیات حل اختلاف نوشته ام و استدلال کردم که فلان تصمیم خلاف قانون اساسی است. این حق ملت است که به رئیس جمهور داده شده است. ضمن اینکه اینها اختلاف به معنای درگیری نیست بلکه برای رسیدن به تفاهم و اجرای قانون است.
 
 
   گزارش : خبر آنلاین (www.khabaronline.ir) 

پاسخ ۲ کلمه ای سید حسن نصرالله به یک سوال سخت



 

  
 
   روز گذشته خبرنگار مشهور شبکه المیادین لبنان سوال سختی از دبیرکل حزب الله لبنان پرسید که شاید انتظار شنیدن پاسخ آن را تنها در دو کلمه نداشت. 

به گزارش خبرگزاری مهر، روز گذشته در لابلای مصاحبه "غسان بن جدو" مدیر شبکه المیادین با سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان سوالی مطرح شد که پاسخ آن، چندان برای مصاحبه کننده قابل پیش بینی نبود. 

سید حسن نصرالله در پاسخ به این سوال که حزب الله چه تعداد موشکی در اختیار دارد، اظهار داشت: خیر خدا! (کنایه از تعداد بسیار زیاد). 

در واقع دبیرکل حزب الله لبنان با این پاسخ هم از جواب دادن به پرسش سخت و امنیتی بن جدو طفره رفت و هم تهدیدی محکم در جنگ روانی علیه رژیم صهیونیستی مطرح کرد که باعث افزایش نگرانیهای سران تل آویو می شود.
  
  
 
   خبرگزارى مهر (www.mehrnews.com) 

شباهتم به احمدی نژاد، ۷ سال خانه نشینم كرد!



 
   بچه های دهه ۵۰ و ۶۰ محمود بصیری را خوب به یاد دارند، فیلم ها و سریال های طنز و ماندگار با حضور كمدین معروف آن سال ها؛ گل های داودی، زرد قناری، مادر، آرایشگاه زیبا، هتل و... از جمله فعالیت های هنرمندی است كه این روزها در یكی از خانه های میدان قزوین روز را به شب می رساند. 

شاید تا چند روز قبل كسی به روشنی نمی دانست كه او به دلیل شباهت چهره با رئیس جمهور ممنوع الكار شده و چندین سال خانه نشین شده است. بصیری رسانه ملی را تنها شایعه ساز این ماجرا می داند و می گوید گرچه آنها زیر بار این حرف نمی روند ولی مطمئن باشید كه دست صدا و سیما و ریاست جمهوری در كنار گذاشتن من در كار است، آن هم به دلیل شباهت چهره ای با رئیس جمهور! 

متن گفتگوی فردا با محمود بصیری در خصوص حال و روز این روزهای او و جزئیات رویارویی او با احمدی نژاد در جریان مراسم افطاری با هنرمندان را در ذیل می خوایند: 

* آقای بصیری از چه زمانی شباهت شما با آقای احمدی نژاد به روند فعالیت هنری و حرفه ای شما خدشه وارد كرد؟ 

از ابتدای روی كار آمدن آقای احمدی نژاد این شایعات مطرح شد. البته ابتدا در حد شایعه بود اما كمی بعد خودشان آن را با واقعیت پیوند دادند. چند تن از وكلا و عده ای هم از خارج تماس گرفتند كه فلانی ممنوع الكار شده ای! من از همه جا بی خبر بودم ولی كم كم متوجه شدم كه صحت دارد. 

* منظور شما از "خوشان" چه كسانی است؟ 

بچه های صدا و سیما. سال ۸۵ قرارداد برای "كتابفروشی هدهد" داشتم، هم آن را پخش كردند و هم تیزرهای من را از برنامه های طنز حذف كردند. 

* مگر ایرادی دارد كه چهره شما شبیه فرد خاصی باشد؟ 

دلیلشان كار طنز من بود. آقایی از آن طرف گفته بود احمدی نژاد به بصیری یك خانه ۲ طبقه و یك ماشین صفر داده و گفته تا پایان دولت من كار نكن. 

* پس از سال ۸۵ دیگر كاری به شما پیشنها نشد؟ 

دست تلویزیون بیشتر از مردم در این كار است. اگر دستش در كار نبود پس چرا تیزرها را حذف كرد؟ این اتفاق افتاد و اتفاقا من ممنون هم هستم. چون هیچ بیننده ای دیگر پیدا نمی شود كه برنامه های امروز صدا و سیما را بپسندد. 

* در این چند سال كسی از صدا و سیما با شما تماس نگرفت و یا خود شما تماسی با مسئولی نداشتید؟ 

دیدم اگر چیزی نگویم بهتر است. شما اولین نفری هستید كه از من می پرسید. چند شب پیش و در افطاری با آقای احمدی نژاد، مهدی سلوكی به رئیس جمهور گفت كه شایعه كردند به این آقا محمود بصیری ماهی ۱ میلیون و نیم حقوق می دید. 

* عكس العمل آقای احمدی نژاد چه بود؟ 

ایشون هم مونده بود در این كار. همه می دانند كه كسی به این شایعات بها نمی دهد. خود تلویزیون و ریاست جمهوری و تلویزیون های آن وری درست می كنند. این وصله ها به كسی كه كار طنز می كند خوب می چسبد. آخرش هم نتیجه ممنوع الكار شدن من بود. 

* بار اول بود كه آقای احمدی نژاد را از نزدیك می دید؟ 

بله. البته یك بار دیگر هم دعوت كرده بودند كه من نرفتم. 

* عكس العمل ایشون چه بود؟ 

آدم خوبی بود. برخورد خوبی هم داشت. خوشحال شدم كه از نزدیك ایشون رو دیدم. البته فرصت خواستم كه ۱۰ ۲۰ روز دیگر برای دیداری حضوری به آنجا بروم. 

* به شما وقت ملاقات دادند؟ 

خیلی شلوغ بود. ولی من درخواست خودم را مطرح كردم متاسفانه برخی آنجا بودند كه یك سری صحبت هایی می كردند كه به آدم بر می خورد. 

* مثلا چه صحبت هایی؟ 

ما خانه نداریم و وضع مان فلان است. مسائل مادی مطرح می كردند. آمده بودند آنجا كه این حرف ها را بگویند. ولی من حتی یك كلمه هم در این باره حرف نزدم. 

* شما چرا درباره ممنوع الكار شدنتان حرفی نزدید؟ 

چند نفر در این باره صحبت كردند و گفتند كه آقای بصیری چند سال است كار نمی كند. 

* آقای احمدی نژاد از ممنوع كار شدن شما خبر داشتند؟ 

مسلم است عزیز من، مگر می شود خبر نداشته باشد؟ امروز هركسی به من می رسد می گوید غیرممكن است ممنوع الكار شده باشی. ولی این مسئله را خود ما می فهمیم. با من قرار می گذارند، حتی سناریو را هم می خوانم اما یكمرتبه ازشون خبری نمی شود. 

* آقای بصیری! شباهت با رئیس جمهور نفعی هم برای شما داشت؟ 

در زمان انتخابات فیلم سازان من را صدا می كردند كه بیا و لباس های آقای احمدی نژاد را بپوش و كار تبلیغاتی كن اما من قبول نكردم. 

* چرا قبول نكردید؟ تبلیغات كه كار بدی نیست. 

در انتخابات دور دوم من را دعوت كردند و گفتند كه ۲ تا قرارداد با رقم های خوب است، یك فیلم سینمایی و یك فیلم كوتاه. فلانی كارگردان باشد و شما دستیار. فقط شما این لباس های محلی كه احمدی نژاد می پوشد را بپوش، گفتم ببخشید من از این كارا بلد نیستم. چون اساسا كار من نیست و تحت هیچ شرایطی از این كارها نمی كنم. 

* فكر می كنید بعد از ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد بار دیگر به شما پیشنهاد كار شود؟ 

برای همیشه هم ممنوع الكار شوم ازشون ممنونم. ممنوع می كنند و تازه بعد از ۷ سال سراغ من می آیند كه خوشحالی یا ناراحت! كی ناراحت باشه؟ نشستن ۷ ساله من در خانه ناراحتی ندارد. 

* چرا در این مدت خودتان را رسانه ای نكردید؟ اتفاقا استقبال هم می شد. اگر رسانه ها كوتاهی كردند خود شما جلو می رفتید. 

۴ ۵ تا شبكه خواستند بیایند اما من قبول نكردم. امیر نوری در برنامه ای گفت كه دلم برای محمود بصیری تنگ شده، اما من هیچ وقت با آنها همنشین نمی شم. یك شبكه دیگر هم می خواست برای مصاحبه بیاد و بپرسه كه چرا نیستید؟ اینها در این ۷ ۸ سال كجا بودند كه یهو بصیری یادشان افتاده؟ من اصلا از اینكه بیایند و زندگی من را نشان دهند و بگوبند كه فلانی اینجاست و این كار را می كند خوشم نمی آید. 

*شما كاری جزء بازیگری هم داشتید؟ 

نه. اینها روحیه آدم رو به هم می ریزند. 

* یك سئوال خصوصی، پس درآمد این روزهای شما از كجا تامین می شود؟ 

من نه بازنشسته ام و نه كارهای اقتصادی می كنم.
  
 
   مصاحبه : جهان نیوز (www.jahannews.com) 

هنوز دارم تاوان حمایت از میرحسین را می دهم



 
 
 
   محمد خاتمی با انتقاد از فشارهایی که این روزها برای ورود وی به عرصه ریاست جمهوری وارد می شود گفته است: من تحت فشار همین آقایان در سال ۸۸ وارد میدان شدم و بعد مجبورم کردند از میرحسین موسوی دفاع کنم. من هنوز دارم تاوان حمایت از موسوی را پرداخت می کنم و آقایان کاری نکنند به میدان بیایم و بگویم غلط کردم. من حاضرم تاوان آن را بپردازم. 

برخی اعضای بنیاد باران و مجمع روحانیون که احتمال پیروزی اصلاح طلبان را در انتخابات ریاست جمهوری در حد یک معجزه می دانند معتقدند از آنجا که نظام حساسیتی روی حضور ما در انتخابات شوراها ندارد و رسیدن به اجماع در یک لیست انتخاباتی به سهولت انجام می شود بنابراین سرمایه گذاری اصلی اصلاح طلبان باید روی انتخابات شوراها صورت پذیرد.
  
    
 
   خبر آنلاین (www.khabaronline.ir) 

رئیس جمهور شیرینی اجلاس را به کام مردم تلخ کرد



 
 
 
 
   عضو هیات رئیسه مجلس درباره این سخن رئیس جمهور که "چه کسی گفته امسال سال پایانی دولت است؟" گفت: دلیل اصلی رئیس جمهور برای حضور در صدا و سیما استفاده از رسانه ملی برای طرح انتخاباتی پوتین مدودف است. اما رئیس جمهور باید بداند ایران روسیه و ایشان هم پوتین نیست و مدودف مورد نظر آقای احمدی نژاد نیز چنین جایگاهی در میان افکار عمومی ندارد و نخواهد داشت. 


محمد دهقان در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به مصاحبه تلویزیونی سه شنبه شب رئیس جمهور گفت: رئیس جمهور در این گفتگوی تلویزیونی حاضر نشد حقایق کشور مثل گرانی و مشکلات مسکن، ارز، صنعت و کشاورزی را بپذیرد وهیچ راه حل مشخصی نیز ارائه نداد . 


وی با انتقاد از نحوه پاسخگوئی رئیس جمهور ادامه داد: رئیس جمهور همه مشکلات دولت را به گردن دیگران انداخت . این برای مردم قابل قبول نیست که پس از ۷ سال به جای پاسخگویی درباره مشکلات، فرافکنی شود. 


عضو هیات رئیسه مجلس گفت: اگر این نوع تخریب ها و ادبیات نامناسب در سال اول ریاست جمهوری احمدی نژاد وجود داشت می گفتیم که بی تجربه است و کم کم اصلاح می شود ولی این بی اخلاقی ها در سال آخر نسبت به سالهای اول بیشتر هم شده و این ادبیات نامناسب و نامتناسب در شان ریاست جمهور و مردم و نظام جمهوری اسلامی ایران نیست. 


نماینده چناران در مجلس درباره تاکید رئیس جمهور بر اینکه "چه کسی گفته امسال سال پایانی دولت است؟" ادامه داد: تمام سخنان رئیس جمهور در این مصاحبه تلویزیونی با این جمله تطابق داشت و نشان داد دلیل وی برای حضور در صدا و سیما استفاده از رسانه ملی برای طرح انتخاباتی پوتین مدودف است. 


وی در همین رابطه تاکید کرد: رئیس جمهور باید بداند ایران روسیه و ایشان هم پوتین نیست و مدودف مورد نظر آقای احمدی نژاد نیز چنین جایگاهی در میان افکار عمومی ندارد و نخواهد داشت البته چون احمدی نژاد از ابتدا برای انتخاب وزرا بجای ژنرال به دنبال سرباز بود، لذا انسانهای با ظرفیت بالا که بتوانند نقش مدودف را بازی کنند در اطراف وی وجود ندارد. 


وی با بیان اینکه این ناعادلانه است که رئیس جمهور از رسانه ملی استفاده کند تا پروژه انتخاباتی خود را پیش ببرد، اضافه کرد: اگر مشخص شود رئیس جمهور می خواهد کسی را تعیین کند و یا برای فرد خاصی تبلیغ کند، حتی برای اجرای انتخابات نیز با مشکل مواجه خواهیم شد. 


عضو هیات رئیسه مجلس در بخش دیگر از سخنان خود تاکید کرد: برخی از بحث هایی که در این برنامه از سوی رئیس جمهور مطرح شد همان افکار سابق جریان انحرافی بود که از زبان رئیس جمهور می شنیدیم، مواضع وی درباره بیداری اسلامی با مواضع نظام تطابق نداشت و مواضع جریان انحرافی مجددا از سوی ایشان مطرح شد. 


دهقان گفت: اگر مسئولان قوا و نمایندگان مجلس در خصوص مسائل و مشکلات این دولت سکوت کرده اند به دلیل مصلحت فعلی کشور است، نباید این سکوت خیرخواهانه و دلسوزانه باعث شود دولت سوء استفاده و فرافکنی کند و مشکلات خود را به گردن دیگران بیندازد. 


وی تصریح کرد: بخش عمده ای از مشکلات کنونی کشور از جمله گرانی، مشکلات ارز، تورم، مشکلات تولید از بی تدبیری دولت در مدیریت اقتصادی و به جهت نپذیرفتن نظریات کارشناسان اقتصادی است. 


این نماینده مجلس گفت: من وقتی صحبت رئیس جمهور را شنیدیم آرزو کردم این دولت هر چه زودتر تمام شود و دولتی سر کار بیاید که صادق باشد و حقایق را کتمان نکند. 


این عضو هیات رئیسه مجلس در توصیه به صداوسیما نیز گفت: رسانه ملی باید مراعات کند البته این اختیار رئیس جمهور است اما مجریان صدا و سیما اخلاقا و شرعا وظیفه دارند تلاش کنند حقایق از رسانه بیان شود. 


وی ادامه داد: مجری برنامه تلویزیونی تنها شنونده و ابراز دست دولتی ها نیست باید حرف بزند وارد بحث شود و با سئوالات دقیق رئیس جمهور را در سال پایانی وادار به پاسخگویی کند. 


نماینده مردم طرقبه و چناران با این تمثیل که نباید مجری صدا وسیما به رئیس جمهور پاس دهد تا وی آبشار بزند خاطر نشان کرد:اغلب سوال ها جهت دار بود و مجری تلاش داشت تا سخنان تنش زای رئیس جمهور بیشترشود و این نشان می داد که همه سوالات برنامه ریزی و حساب شده مطرح می شد. 


وی افزود: صدا و سیما باید فضایی فراهم کند تا رئیس جمهور به سئوالات مردم پاسخ دهد و اینکه فرصت را برای تبلیغات یک جانبه دولت برای اهداف انتخاباتی فراهم می کند. 


دهقان در بخش دیگری از سخنان خود اظهار داشت: رئیس جمهور مجددا برخی مسائل غیر موجه و غیر منطقی که توسط شورای نگهبان و دیگر نهادهای مسئول غیر قانونی اعلام شده بود را تکرار کرد و آنچه می گفت در قانون اساسی وجود دارد و در اختیار رئیس جمهور است اصلا در قانون اساسی نیامده است. مواردی مثل هیات نظارت و تذکر قانون اساسی رئیس جمهور به سایر قوا و یا اختیار امضا نکردن برخی قوانین نه تنها در قانون اساسی نیامده است بلکه عکس آن برداشت می شود. 


انتظار داشتیم رئیس جمهور از وحدتی چشمگیری که پس از اجلاس جنبش عدم تعهد بین مردم و مجموعه نظام ایجاد شده بود استفاده کرده و برای تداوم آن تلاش کند، اما متاسفانه ایشان این اجلاس را که برآمد همت همه قوا و مسئولان و در راس آن رهبری بود به نام دولت زد و بعد در سخنان تفرقه افکن کام شیرین ملت از این اجلاس را تلخ کرد. 


وی افزود: متاسفانه صحبت ایشان بعد از اجلاس آغاز دامن زدن به اختلافات گذشته است و فضای شیرین پس از اجلاس را تحت الشعاع قرار داده و تبدیل به اختلافات جدید کند.
  
   
   گزارش : خبرگزارى مهر (www.mehrnews.com)